شخص اول داستان امیر حسین است و خیالاتش.
یک کتاب برای مادرم از مشهد فرستاده بودند .
کتاب( مترسک مزرعه ی آتشین )کتاب بسیار شور انگیزی است .
کتابی پر از کتک کاری و زور گویی .
شنبه امتحان دارم
کسی بود نابغه ، شجاع و بی نظیر
آخه کدام آدم عاقلی این همه ریسک میکند.
این کتاب را چند سال پیش خوانده بودم.
گاهی دلت میخواهد با هیچ کس حرف نزنی.
من نمی دونم به شانس خودم لگد بزنم یا به امانتداری دوستام
اتاق پدرم خیلی خنک است.